
چند مدتی بود که ذهنم پر از واژه های پراکنده بود و دلم میخواست بنویسم اما نمیدونستم چی و از کجا شروع کنم که امروز بهترین دوستم بهانه ش رو ایجاد کرد. داستان شنل رو با هم خوندیم و من کلی لذت بردم امیدوارم او هم لذت کافی رو برده باشه. ذهنم رفت به زمانی که برای اولین بار اسم گوگول رو شنیدم. انجمن گروه در دانشکده کلاسهایی مثل جامعه شناسی ادبیات برگزار میکرد و من توسط یکی از دوستان با این فضا آشنا شدم که البته مدت طولانی ادامه ندادم. و اولین باری که درباره گوگول خوندم از کتاب " تجربه مدرنیته" نوشته مار...
ادامه مطلب